هفت اصل خلاقانه «جان لستر» در انیمیشن

هفت اصل خلاقانه «جان لستر» در انیمیشن
صرف نظر از قیود تولید ، محدودیت های هزینه یا ضرب العجل های کاری روی کیفیت کار مصالحه نکنید.
۱-هیچ وقت با یک ایده جلو نیایید
صرف نظر از اینکه قصد نوشتن یک کتاب ، طراحی مبلمان یا ساخت یک فیلم انیمیشن رو دارید در ابتدا فقط با یک ایده شروع نکنید ؛ با ۳ تا شروع کنین. چرا ؟ دلیل آن ساده ست : اگر یک تهیه کننده با یک طرح پیشنهادی برای یک پروژه پیش من بیاد و وقت زیادی رو تنها صرف یک موضوع خاص کرده باشد ، مسلما خودش رو محدود کرده است. جواب همیشگی من به او این است که برو و وقتی بیا که ۳ ایده داشتی . ۳ ایده ی واقعا خوب که نتوانی تصمیم بگیرید که کدام بهتر است و هر ۳ قابل دفاع باشند. بعد از آن است که ما بهترین ایده رو انتخاب خواهیم کرد. این مسئله رو فراموش نکنید که افراد خلاق اغلب تمام توجهشان را معطوف به یک ایده می کنند و در نتیجه درست در آغاز پروژه خودشان رو بی جهت محدود میکنند. اما وقتی خودتان را ملزم به انجام این توصیه کنید این الزام شما رو وادار می کند به چیز هایی بیندیشید که تا کنون به آن ها بی توجه بوده اید و این دید شما رو عوض می کند و در آخر … باور کنید که همیشه حداقل ۳ ایده ی خوب وجود دارد !
2-اولین خنده رو به یاد بیاورید
یک مشکل بزرگ در انجام پروسه های خلاقانه به ارزش و ظرفیت ایده ی شما بر میگردد : اصلاح ، دستکاری و تصحیح ایده خیلی مهم است، اما همیشه خطری را با خود دارد : فرض کنید که شما داستان ، جوک یا ایده ی جالبی را مکتوب کردید. این خوب است ولی نباید فراموش کنید که به مرور زمان از تاثیر آن کاسته می شود . وقتی شما یک جوک بامزه را برای بار دوم می شنوید هنوز هم عمیقا می خندید، بار سوم و چهارم کمتر و بار صدم از آن متنفر می شوید ! من به نویسنده ام می گویم : حواست به اولین خنده ای که کردی باشد ! اگه لازم می بینی آن را بنویس . به تدریج مایه ی زحمتت می شود، اما مهم این است که آن را بنویسی. چیز های خوب فراموش می شوند، چون افراد نمی توانند به خاطر بیارورند که دفعه ی اول از شنیدن آن ها چه حسی داشتند.
۳-انیمیشن یعنی یک کار گروهی است
یک سوال مهمی که اغلب عنوان میشود، این است که گروه ها خلاق تر هستند یا افراد ؟ به نظر من در اغلب موارد این گروه است که شما را موظف می کند که از قوانین مشخصی پیروی کنید و به عنوان مدیر گروه این منم که حرف آ خر رو می زنم اما اینجا یک قانون مهم وجود دارد و آن این است که مهم نیست که ایده توسط چه کسی مطرح می شود .این گروه است که بایستی صمیمانه و بی ریا به افراد خلاق در تحقق ایده هاشان کمک کند و البته یادتان باشد که در انتها هیچ الزامی به اجرای خواست گروه نیست.
۴- کیفیت، شالوده و نقطه ی کمال کار شماست
یک قانون بسیار مهم وجود دارد : مصالحه نکنید. صرف نظر از قیود تولید ، محدودیت های هزینه یا ضرب العجل های کاری روی کیفیت کار مصالحه نکنید. اگر شما به ایده ی بهتری رسیده اید و این یعنی که مجبور هستید دوباره از چرکنویس و خط خطی ها شروع کنید ، این کارو بکنید . در هر صنعت خلاقه ای کیفیت زیر بنای حرفه ی شماست که در طولانی مدت چهره ی واقعی خودش را نشان می دهد و بر سایر مسائل می چربد . بسیاری از مدیران از فهم این مسئله عاجز هستند ولی تماشاگران متوجه آن میشوند. به یاد داشته باشید که فرآیند کاری زمانی خاتمه پیدا می کند که یک فرد خلاق ، حرفه ای و مسئول میگوید که به پایان رسیده است. این مسئله به این معنی نیست که هیچ فشاری وجود ندارد –همیشه و در هر صورت فشار کاری وجود دارد ، اما این فرد خلاق است که همیشه نیاز دارد آخرین کلام رو بگوید.
۵- ابتکار و خلاقیت با شوخی و خوشمزگی بدست می آید نه با رقابت و چشم و هم چشمی
“یک تصوری وجود دارد که شما دو نفر را که چشم دیدن هم رو ندارند در یک اتاق بذارید به این امید که این همه انرژی منفی که از آن ها ساطع میشود به یک نتیجه ی خلاقانه برسد.” من مخالف این کار هستم . همکاری ، صمیمیت و شوخی و تفریح این ها روش کار هستند . افراد خلاق بایستی باور داشته باشند که تمام افراد از آنها در ساخت یک فیلم فوق العاده حمایت می کنند .آنها نیاز دارند که باور کنند ، افراد درگیر کار آنچه که آن ها می گویند را درک می کنند. آدم های خلاق به راحتی کسل و بداخلاق می شوند و سرو کار داشتن با آن ها کمی سخت است . شما مجبور میشوید کار را برایشان مفرح و مطبوع کنید ، باید حواستان به آن ها باشد. افراد خلاق فقط زمانی کارهای خیلی خوب تولید می کنند که شما واقعا خلاقیت آن ها را به مبارزه بطلبید. آنها ناگزیر هستند که آنچه بر روی آن کار میکنند را دوست داشته باشند و باید باعث افتخارشان باشد که بخشی از یک پروژه ی خاص هستند.
۶- یک خروجی خلاق و بی نظیر همیشه بازتاب دهنده ی فردی است که در راس آن کار قرار دارد
یک مدیر بد به تولید خلاقانه صدمه می زند .کار کردن با کسانی که می خندند ، دیوانه بازی در میاورند و کار های احمقانه می کنن سخت است . یک مدیر که خلق و خوی نامناسبش را در گروه پخش می کند و نمی گذارد کارمنداش لحظات مفرحی را داشته باشند خلاقیت آن ها را نابود می کند و نتیجه این میشود که به سرمایه گذاری کار هم صدمه میزند. این آدم را باید با دست های خودم آتیش بزنم! من نمی توانم پول هنگفتی را به خطر بیندازم فقط به خاطر عملکرد نامناسب یک مدیر که به کار من صدمه می زند.
۷- با افرادی کار کنید که واقعا باورشان دارید
تنها افرادی را به جمع خلاق خودتان اضافه کنید که می دانید به اندازه ی خودتان با استعداد هستند . اگر خوش مشرب و خوش اخلاق هستند که چه بهتر . اغلب مدیران از این مشی پیروری نمیکنند چون نامطمئن هستند . این عدم اطمینان با خلاقیت همخوانی ندارد . بیشتر مدیر ها اطرافشان را با افراد بله قربان گو پر میکنند و نتیجه اش این میشود که تماشاگران فیلم های بدی رو می بینند.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *